کوردی
English

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی
که‌مپه‌ینی به‌رگری له‌ به‌ندکراوانی سیاسی و مه‌ده‌نی
Compagin In Defense of Civil & political Prisoners

خانە: اخبار زندانها: بیانیه: مقالە: مصاحبه: بازداشتی ها: دربارە ما: تماس

لطیف حسنی پس از گذشت ۵۲ روز به اعتصاب غذا پایان داد

لطیف حسنی زندانی سیاسی، امروز سه‌شنبه 17 تیرماه، پس از گذشت 52 روز از اعتصاب غذا در این زندان، به اعتصاب خود پایان داد.
بنابه گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، لطیف حسنی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر، امروز سه‌شنبه 17 تیرماه، در پی نگرانی شدید اعضای خانواده و دوستانش و به دنبال درخواست همسرش خانم اعظم پیری، در پنجاه و دومین روز از گذشت اعتصاب غذایش، به اعتصاب خود خاتمه داد.
گفته می‌شود این زندانی سیاسی آذربایجانی از روز یک‌شنبه ۲۸ اردیبهشت‌ماه 1393، در اعتراض به نقض حقوق زندانیان سیاسی، عدم رعایت اصل تفکیک جرایم در زندان‌ها و احقاق حقوق قانونی زندانیان سیاسی از جمله حق انتقال به شهر محل سکونت و استفاده از مرخصی و همچنین اعتراض به آزار و اذیت خانواده‌های زندانیان سیاسی در زندان مرکزی تبریز، دست به اعتصاب غذا زد.
وی پس مدتی از زندان مرکزی تبریز به قرنطینه زندان اوین و سپس به بند ۱۰ زندان رجایی شهر کرج منتقل شد؛ ولی حاضر نشد تا زمانی که به بند زندانیان سیاسی منتقل و اصل تفکیک جرایم در موردش اجرا شود، دست از اعتصاب غذای خود بکشد.
اعظم پیری امروز در خصوص چگونگی پایان اعتصاب غذای همسرش گفت: "لطیف حسنی (آراز) قادر به ایستادن نبود، دیشب از هوش رفته و به بهداری منتقل شده بود. پس از انتشار خبر وضعیت وخیم وی آقای یوروش مهرعلی بیگلو و سایر دوستان زنگ زده از من خواستند؛ با توجه به پذیرفته شدن درخواست انتقال آراز و نیز بحرانی شدن شرایط فیزیکی ایشان، موکدا از ایشان بخواهم به اعتصابشان پایان دهد."
وی همچنین افزود: "من امروز طی تماسی که آراز از زندان داشت این درخواست را به اطلاع وی رساندم و از او خواهش کردم با توجه به دل نگرانی شدید دوستان و خانواده به اعتصاب خود پایان دهد و همسرم پذیرفت پس از 52 روز به اعتصاب خویش پایان دهد."
همسر این زندانی سیاسی نسخه‌ای از متن پیام پایان اعتصاب غذای لطیف حسنی را در اختیار کمپین قرار داده که در پی می‌آید:

علی‌رغم سپری شدن 36 سال از انقلاب 57، متاسفانه تا به امروز در قانون‌های کشور تعریف مشخصی از جرم سیاسی نیامده است. بر این اساس نیز حقوق فعالان سیاسی به شدت مورد تعرض قرار می‌گیرد.
دستگیری فعالین سیاسی با اتهامات واهی و ساختگی، ضرب و شتم قرار دادن این فعالین از جانب نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به هنگام دستگیری، تفتیش منازلشان و ضبط وسایل شخصی آنها به مدت‌های طولانی، نگهداری طولانی مدت این فعالین در سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات که هیچ‌گونه نظارتی از جانب قوه فضائیه بر آن صورت نمی‌گیرد؛ اعترافاتی که در اثر شکنجه از فعالین سیاسی گرفته می‌شود، دادگاه‌هایی که با تکیه بر این اعترافات برگزار می‌شود و صدور احکام سیاسی و برنامه‌ریزی شده در این دادگاه‌ها و در نهایت محکوم شدن این فعالین به حبس‌های سنگین همگی نمود بارزی از حقوق پایمال شده زندانیان و فعالین سیاسی است.
ولیکن طبق دستورها و فشارهایی که نیروهای امنیتی به طور مستقیم و غیر مستقیم بر مسئولین زندان وارد می‌کنند، فشار و آزار و اذیت‌های وارد بر زندانی سیاسی در طی دوران سپری کردن محکومیتشان در زندان نیز ادامه دارد.
در حالی که دادستان کل کشور حق تلفن را از حقوق زندانی نمی‌شمارد (روزنامه جام جم، ص1، 9/3/93) قاضی ناظر زندان تبریز، فاضلی نیا، اجرای "آیین‌نامه سازمان زندان‌ها" را از حقوق زندانی به حساب نمی‌آورد و می‌گوید: "حق زندانی فقط این است که در زندان دوران حبس خود را سپری کند، دادستان تبریز مصلحت نمی‌بیند که شماها را به شهر محل سکونتتان و نزد خانواده‌هایتان بفرستیم".
این بدین معناست که دادستان تبریز مصلحت را در این می‌بیند که خانواده زندانی سیاسی 9 سال تمام، جهت 20 دقیقه ملاقات کابینی حداقل 8 ساعت راه را در جاده‌های ناامن و پرخطر کشور طی کند.
در برابر تمام این حق‌کشی‌ها تنها راهی که برای یک زندانی سیاسی باقی است، اعتصاب غذا است؛ به عبارتی دست شستن از جان شیرین خود. اینکه این روش تا چه اندازه برای زندانی خطرناک بوده، سبب فشارهای روحی و نگرانی‌های بی حد خانواده و دوستان وی می‌شود، بر همگان آشکار است.
علی‌رغم اینکه هیچ امیدی به بهبود سریع این وضعیت نداریم و می دانم که دیدگاه ها و برخوردهای امنیتی حاکم بر زندانیان سیاسی همچنان پابرجا خواهد بود، ضمن با آرزوی سلامتی برای خانواده و دوستانم، جهت پایان دادن به نگرانیهای روزافزونشان، به اعتصاب خود پایان میدهم، ولیکن با مشاهده مجدد چنین برخوردهای دوباره دست به اعتصاب خواهم زد.
در پایان از کلیه فعالین و ارگانهای حقوق بشری و سیاسی، دوستان، فعالین حرکت ملی آذربایجان، رسانهها، خانواده‌ام و علی‌الخصوص همسرم عزیزم -که تمامی این روزهای دشوار را دوشادوش تحمل کرد-، و همگی مرا حمایت کرده، با من همصدا شدند از صمیم قلب تشکر می‌کنم.

لطیف (آراز) حسنی
زندان رجایی شهر
17 تیرماه 1393