کوردی
English

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی
که‌مپه‌ینی به‌رگری له‌ به‌ندکراوانی سیاسی و مه‌ده‌نی
Compagin In Defense of Civil & political Prisoners

خانە: اخبار زندانها: بیانیه: مقالە: مصاحبه: بازداشتی ها: دربارە ما: تماس

برای نگار حائری که در خنده هایش یک دنیا حرف است

نوشته ای از ژیلا بنی یغوب برای نگار حائری زندانی سیاسی که روز چهارشنبه با وثیقه سنگین دو میلیارد تومانی از زندان قرچک ورامین آزاد شد.
نگار حائری مثل همیشه نیست، اصلاً مثل آن موقع ها که باهم دربند زنان اوین بودیم نیست، رنجور و خسته است، مثل آن موقع نمی‌خندد، خنده‌اش یک‌جور دیگر شده، خنده‌های تلخ.حرف که می‌زند توی چشمانش اشک جمع می‌شود.همه‌اش از شرایط بد زندان قرچک ورامین می‌گوید.
از شرایط بد بهداشتی و رفاهی، از آب شورش، از کیفیت بدغذا، از ناکافی بودن همان غذای بی‌کیفیت، از زندانیان زن که سال‌هاست میوه و گوشت نخورده‌اند...وقتی بیشتر بغض می‌کند که از بیست بچه زیر دو سال دربند مادران می‌گوید.
36مادری که برخی‌شان باردار هستند و از همین غذای نامناسب تغذیه می‌کنند.از ساعت‌هایی که چرخ غذا لک‌ولک‌کنان به بند می‌رسد و اگر زندانبانِ آن روز خوش‌اخلاق باشد اجازه می‌دهد این بچه‌ها سوار بر طبقه اول چرخ بشوند .
برخی‌شان از گوشه و کنار چرخ آویزان شوند و خوشحال و خندان انگار سوار چرخ‌وفلک شده‌اند، دست‌هایشان را از شادی به هم می‌زنند،می گوید این شادترین دقایق این بچه هاست... زندانبان که بداخلاق باشد این دل‌خوشی کوچک را هم از بچه‌ها می‌گیرد.
نگار با غصه زیاد از این کودکان زیر دو سال می‌گوید، که هم پدرشان زندان است و هم مادرشان و اغلبشان خیلی فقیر...کودکانی بالباس نامناسب و بدون اسباب‌بازی....
نگار انگار یک آدم دیگر شده است.می‌گوید هرکس مدتی را با این هزار زندانی زن در قرچک بگذراند، یک آدم دیگر می‌شود، نمی‌توانی دردهای آن‌ها را ببینی و همان آدم قبلی بمانی، نمی‌شود آن شرایط دشوار و غیرقابل‌تحمل را تجربه کنی و یک آدم دیگر نشوی...
نگار می گوید:کاش کسی برای این هزار زندانی زن در قرچک ورامین کاری می کرد، کاری
می کرد که شرایط شان اندکی بهتر می شد، کاش کسی برای تغذیه آن بیست بچه فکری بکند و آن مادران...
نگار نزدیک ده ماه را در این زندان گذرانده، با آن شرایط طاقت فرسا و حالا انگار که اصلا نمی شناسمش .

یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۳ تهران ۰۱:۴۹ - ۱ مارس ۲۰۱۵